ن
نرمین... ۱۳ سال پیش
پیام

تنم از بی تو بودن ها میلرزد ...جانم میگیرداز رفتنت...دور بودنت...نبودنت
گویند بوی بهار می اید...بوکشیدم عطر تو امدبگو تو بهار من کجایی؟؟؟
تنهایی دویده به جانم رسیده به تنم...ترسم بهار اید و من در زمستان بمانم...روحم هنوز سرد سرد است هر روزهوای چشمانم بارانیست...
بی تو صد زمستان بامن است...
تو بهار منی...

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.