خط خطی های משורמןו :
می روم از لحظه ای دل بکنم عاقبت
طاقت ماندن نماند،می شکنم عاقبت
می روم و می برم با خودم این درد را
این تن یخ بسته را،این هوس سرد را
می روم و می شوم دورتر از یادها
بغض فروخورده ام در نفس بادها
هیچ حصاری نماند،غرق رهایی من�
بی منم و بی تنم،این منم آری من�
با توام ای سرنوشت،با کلک ساده ات
روح بلندم نشد بسته ی قلاده ات...