A
AR m IN ۱۳ سال پیش
پیام

دلم تنگ شده . . .
دلم تنگ شده واسه ديوونه گفتنات . . .
واسه آرمينم گفتنات . . .
واسه وختايي که صدام ميکردي ميگفتم جان دلم خانومم ميگفتي هيچي فقط خواستم صدات کنم . . .
دلم تنگ شده واسه شبايي که پاي گوشي خوابم ميبرد صب اس تو ميخوندم نوشته بودي خوب بخوابي پسرکوچولوي شيطون . . .
اما اﻻن چي عشقم؟!
ميدوني چن شبه نخوابيدم؟!
ميدوني اينقد حالم بد بود نتونستم 2 روز برم دانشگاه؟!
ميدوني شيطنت ديگه واسم معني نداره؟!
خانومم دلم تنگ شده واسه روزايي که آيندمونو ميساختيم با هم . . .
آخه گل من تو مگه نگفتي اشتباهي نکن؟!
خب چرا درس وختي که بخاطر تو دارم دس از اشتباهم ميکشم نيستي؟!
ميدوني چقد سختمه اين روزا؟!
ميدونم حال توأم خوب نيس!
اما تو فقط باش . . .
من قول ميدم از حال بدم چيزي نگم تا توأم خوب شي!
باشه زندگي من؟!
دوست دارم ♥

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.