ا
استاد آشفته ۱۳ سال پیش
پیام

این دست ودهان ذاکر درگاه خدایند,با این دو چه کردی تو بجز زشت وپلیدی
با این لب خود حرف دروغین زدی وپوچ,با دیده ی خود هیچ بجز خواب ندیدی
باران کرامت به سرت ریخت خداوند,اما تو به سوی معصیت دویدی
بازآ که سرای او به رویت باز است,گر توبه نکردی به مرادت نرسیدی
شعر از مهدی حبیبا,,آشفته,,

ف
فریبا**حافظ** ۴ سال پیش
پیام

خدایا خودت مراقب عزیزترینم باش،
که دیوار حادثه‌ها بلند است و دستان من کوتاه،
که ابرهای بیماری بسیارند و چتر امنیت من کوچک،
که اگر تو نباشی، خیالم از بابت هیچ چیز راحت نیست.
مراقب عزیزترینم باش نه روانش زار شود، نه جسمش بیمار،
که من طاقت بغض و اندوه و بیماریِ عزیز، ندارم.
عزیزترینم را ؛ به تو می‌سپار�
خودت او را میان آغوش امن خدایی‌ات جا کن،
خودت ضامن آرامش و سلامتی‌‌اش باش،
که او با ارزش‌ترین دارایی من روی زمین‌است،
و من فقط به «تو» می‌سپارمش...

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.