A
AR m IN ۱۳ سال پیش
پیام

سﻻم به همه ي دوستاي عزيزي که حدودا 4,5 ماهه دارم با حرفاتون زندگى ميکنم اما پستي نذاشتم...
حرفي نزدم...
اما اﻻن ميخوام بگم...
من عشق کنارمه...کنار هم خوبيم...با هم خوشحاليم...بىهم حالمون بده...
تااينکه 1 اتفاق همه چيو داره بهم ميزنه ...
1اتفاقىکه فقط ميتونم ازتون بخوام برا حل شدنش دعا کنين...
ما همديگرو دوس داريم...
ازروز اوليم که باهم بودنو تجربه کرديم نيتمون 1 دوستىگذرا و موقتىنبود...
شما ها دلتون واسه عشقتون تنگ شده؟!
من دلم واسه خودم تنگ شده....
خودي که تا 8,7 ماه پيش فقط ميگفت و ميخنديد...
اما اﻻن چي؟!
تو جمع ميگم...ميخندم...خيليا ازدلم بي خبرن...
اما من دلم واسه خودم تنگ شده!
خودي که هيچوقت ناراحتي تو زندگيش معني نداشت...
شرايط واسه زندگي کردنم عاليه اما انگار....
انگار راه و روش زندگي کردن يادم رفته...
همتونو دوس دارم♥
شبو روزتون قشنگ ♥

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.