T
Talatom22 ۱۳ سال پیش
پیام

ای دل نگفتمت نرو از راه عاشقی
رفتی بسوز کاین همه آتش سزای توست..
.
.
ابر هم از بارشش قصد فداکاری نداشت
عقده در دل داشت روی خاک خالی کرد و رفت
.
.
تو ای گلبرگ بی خارم،ز هر گل جز تو بیزار�
نمیخواهم بهاران را تویی تنها بهار من
.
.
بی تو امروز به صد غصه و غم زیسته ا�
وای اگر روز دگر زنده بمانم چه کنم؟
.
.
بدون تو شبی تنها و بی فانوس خواهم مرد
دعا کن بعد دیدار تو باشد وقت پایان�
.
.
بی تو بودن کار من نیست تا دلت نرفته برگرد
ما که راهمون یکی بود چرا جاده مارو گم کرد؟

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.