ب
بهار58 ۱۳ سال پیش
پیام

ببین دلم گرفته باز دوباره * بدون تو هوای گریه داره
از غم تو شکسته بغض بارون* می باره مثل اشک من تو ایون
صحبت یاس و گل اطلسی نیست * بجز تو در خیال من کسی نیست
آخه دلم بهوونه ی تو داره * هنوزاسیر دست انتظاره
ای باغبون اون که سر سفر داشت *دلم رو درپناه بال وپرداشت
پائیز توذهن باغچه بود که پر زد* کاشکی زتنهائی من خبر داشت
ای که غموازرشب من گرفتی * خواتب کدو بهارو دیدی رفتی
فصل وداع تلخ شاخ وبرگه * قصه ی محزون گل وتگرگه
وای چه غمی داره دل کوچه هاش * بیا تو غمخوار من و کوچه باش

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.