*
*ChEsHM BaNDi ۱۳ سال پیش
پیام

بچه ها قصه زندگی من اصلأ مثل شمانیس تنهاشباهتش اینه ک منم ی عاشقه دیونم.من با عشقم ازروزی ک ب دنیااومدیم همبازی بودیم و همیشه توبازیادوس داشتیم باهم باشیم امانمیدونستیم چرا بزرگترک شدیم قلبم بادیدنش میلرزید امااون چیزی نگفت منم فک کردم دوسم نداره توسن کم بدون عشق ازدواج کردم بعد چند وقت ک از ازدواجم گذشت فهمیدم اونم دوسم داشته و بهم چیزی نگفته از اونروز دنیام پرحسرت شده الان ی دختر ده ماهه ناز دارم ولی یاد اون داغونم کرده.نمیدونم عروسیش چطورمیخوام برم میدونم اونم تو عروسیه من ناراحت بود عذاب وجدانم دارم وقتی باکسه دیگه زندگی میکنم و قلبو فکرم جای دیگس.میتونیددرکم کنید؟‏=لایک

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.