مختص خر بازی های من
چن وخ پیشا صب رفتم ماشینو گذاشتم تو پارکینگ
شب که اومدم ببرمش اومدم درش رو بازکنم که دیدم گلگیر ماشین کامل جر خورده
رفتم پیشه مسئول پارکینگ
اونم گفت من بی خبر�
خلاصه با هزار فحشو دری وری زنگ زدم پلیس
آقا با طرف دعوامون شدُ پلیس داشت جدامون میکردُ جیغُ هوارم به راه بود
یهو دیدم یکی اومد سوار ماشین شدو رفت
منو پلیسو مسئول هم هاج و واج
تارفت دیدم ماشینم سالم پشت ستون بقلی بود
-من که نادم و پشیمان از کرده خویش
-مسئول پارکینگ داش فکر میکرد که منو به چه طریقی بکشه که درس عبرت واسه سایرین بشه