م
محمد ۱۳ سال پیش
پیام

<p>
بى خبر از حال همديگر خوابيدن چه سود؟/بر مزار مردگان خويش ناليدن چه سود؟
زنده را تا زنده است بايد به فريادش رسيد/ورنه بر سنگ مزارش آب پاشيدن چه سود؟
گر نرفتى خانه اش تا زنده بود!/خانه ى صاحب عزا تا صبح خوابيدن چه سود؟
گر نپرسى حال من تا زنده ام!/بعد مرگم اشك و ناليدن چه سود؟
زنده را در زندگى قدرش بدان/ورنه مشكى از براى مرده پوشيدن چه سود؟</p>

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.