s
sami ۱۳ سال پیش
پیام

<p>
یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه ی لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود فارق از جام الستش کرده بود گفت یا رب از چه خارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای خسته ام زین عشق دل خونم نکن من که مجنونم تو مجنونم نکن مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو لیلای تو من نیستم گفت ای دیوانه لیلایت منم در رگ پیدا وپنهانت منم سالها با جور لیلی ساختی من در کنارت بودمو نشناختی.</p>

م
مریم ح ۵ سال پیش
پیام

میگه کار غلطیه که آدمارو به خاطر ترک معشوق سرزنش کنی�
عشق که دست خود آدم نیست!
گیریم حرف تو راست ! عشق دست خودت نیست!
وفاداری هم دست خودت نیست؟
تعهد هم دست خودت نیست؟
پس فرق آدم با بقیه موجودات چیه؟
عقل آدم چی میشه اگه هر چی از کتابا خوندیم رو راحت قبول کنیم؟

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.