دلم لبریز از غم نبودنت در مسیـــــر عشــق ....
درون شیشه ی عطر تهی از نبودنت ....
توکه نیستی منو این دل اواره ای هستیم در ان کوچه ی حراجی ..
که قیمت میکردی در ان حالی ....
اکنون میگذرم از ان کوچه ....
خریدار قلبی هستم ..
قلبی ک تنگ نباشد ...
انقدر سنگ ک تنگ نشود ...
درد میکند ..زخم است ..
قلبم را میگویم ....
خنجر نیستی ات داغ است ...
داغ داغ ...
خیالت تخت باشد ...
با ارامش خاطر برو ..
من ک فدایت شدم عشق ...
عمرم حرام شد ...
ولی حلالت ای عشق ..
ای عـــــــــشــــــــــق ....
حلالت....
دگر رفته ای برو ...
خداپشت و پناهت...