توی چندتا راهروی پیچ در پیچ دارم میرم که تهش رسید به یک حموم خرابه که خیلی شبیه ی خونه جنیانِ همجا تارعنکبوت بسته و از روی دیوارهای خراب سایه های بی شکل رد میشه اما توش یک بخاری روشنِ و چراغ نیمه سوز و آب حموم هم کاملا گرمِ خلاصه با کلی ترس و لرز توی همون حموم خرابه خودم رو میشورم و وقتی از پیچ در پیچ های راه رو بیرون میام میرسم به یک حموم عمومی شیک و مجلل که تازه استخرو سنا و سرسره ابی هم داره توش هم پر از ادم های معمولی هستن که دارن صفا میکنن یهو یکی میاد جلو بهم گفت از کجا اومدی گفتم من ته این راه روها بودم یک حموم خرابه بود گفت اصلش اینجاست دادا اشتباه رفتی اونجا خیلی ساله درش قفله -_- اومدم جلوتر داره بهم نگاه میکنه که یهو یک لحظه برق خاموش و روشن شد و دوباره دیدم همه جا خرابست و من دوباره توی همون حموم خرابم -_- از خواب پریدم...