م
مریمی ۷ سال پیش
پیام

یه موقع هایی دلت از خدا به خاطر اتفاقات تلخ زندگی میگیره زار میزنی التماس می‌کنی ناشکری می‌کنی ناامید میشی باهاش قهر می‌کنی بعد یه مدت که میگذره یهو به خودت میایی میبینی همون اتفاق تلخه ادامش برات تبدیل به شیرینی شده یا اون اتفاقی که میخواست به بدترین شکل تموم بشه دیگه اون بدی نیست و دوباره ته دلت خوشحال میشی میخندی خجالت میکشی به خاطر تموم بی معرفتیت

ف
فریبا**حافظ** ۴ سال پیش
پیام

خدایا خودت مراقب عزیزترینم باش،
که دیوار حادثه‌ها بلند است و دستان من کوتاه،
که ابرهای بیماری بسیارند و چتر امنیت من کوچک،
که اگر تو نباشی، خیالم از بابت هیچ چیز راحت نیست.
مراقب عزیزترینم باش نه روانش زار شود، نه جسمش بیمار،
که من طاقت بغض و اندوه و بیماریِ عزیز، ندارم.
عزیزترینم را ؛ به تو می‌سپار�
خودت او را میان آغوش امن خدایی‌ات جا کن،
خودت ضامن آرامش و سلامتی‌‌اش باش،
که او با ارزش‌ترین دارایی من روی زمین‌است،
و من فقط به «تو» می‌سپارمش...

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.