هر انسانی در درونش به خدا اعتماد دارد..
میداند که وعده هایی که داده است همه راستند..
ولی..
در زندگی هر انسانی انسان دیگری نیز وجود دارد...
ان انسان برایمان به اندازه خدا بزرگ میشود شاید هم بزرگ تر..
و این جاست که وعده ها و قول هایی که داده و سوگند هایی که یاد کرده..
همه شان برایمان مثل وعده های خدا راستین می شوند..
ولی..
می رسد روزی که ان انسان به وعده هایش عمل نمی کند..
زیر قول هایش می زند...
و ما بر این فکر می کنیم که کسی که برایمان هم مرطبه با خدا بوده..
وعده هایش دروغین است..
پس دیگر به خدایش اعتماد نمی کند..
و بر خدایش پشت می کند...
این جاست که که ما
هم خودمان را از دست می دهیم...
هم خدایمان را..
و هم کسی را دوستش داریم..
پس
کسی را وارد زندگی مان بکنیم..
که با خدایمان خیلی فاصله داشته باشد