سلام به همه !من الان که تایپ میکنم و معلوم نیست کی تایید شه دو ساعت دیگه امتحان خرداد ماه علوم دارم و فقط به عشق فورجوک و شما اومدم پست میزارم کله سحر .این داستان کوتاه از زندگی منه .من یکی از دوستام تو یه مجتمع زندگی میکنه که داستانای جالبی داره اما الان باید برم پای درسم و کوتاهشونو میگم.یکی از بچه ها به شدت شیفته ی این دوست بنده شده اما دوستم اهمیتش نمیده.من دلم برای قیافه ی مظلومش سوخت و به دوستم که لقبش چار چشمی گفتم یه مدت با این بگرده ولی بش نگه کار من بود.با یه دوست دیگش راضیش کردیم.اما یه روز تو پارک من به ایشون گفتم دنبالمون نیاد چون با دوستم حرف داشتم و بعد گفت به من ربط نداره الان میخام براش بگم که چیکار کردم و بگم اگر بهم بی ربطه همه تاثیراتم باید از بین بره.هرکی موافق کارمه لایک کنه لطفا این یه نظر سنجیه .فورجوک تایید کن لطفا نیاز به دونستن نظرای بیشتری دارم.