به طفلی که خون از گلویش چکید ستم را به سلابه خواهم کشید
بر این غم مگر میشود صبر کرد مگر میشود خون حق را ندید
به جانت قسم جان به لب آمده به ولله تب پشته تب آمده
چه داغیست بر جانه عالم ببین بدونه تو شب پشته شب آمده
به رب دو عالم به جانی که نیست به وقت نماز و امانی که نیست
من ام المصائب شدم بعد تو چه گویم ز درد جهانی که نیست
ام المصائب........حامدهمایون