سالها بعد...
شب #تولدت...
وقتی شیشه ی عینکم را هاااا میکن�
زیر چشمی حواسم هست
بی هوا شمع ها را فوت نکنی...
لب هایت که غنچه شد
صدا میزن�
آااااای قلبم!
میترسی تو!
می رسی بالای سرم،
میخندم ومیگویم:
آخ از این لبها...
با عصبانیت میگویی
دیوانه...
و نمیدانی این دیوانه مرا تا تولد بعدی ات زنده نگه میدارد!
سال ها بعد...
سال ها بعد را با تو دوست دار�
حتی در خیال!
#حامد_نیازی
#مهفاگرام