تلخ شاید مث قهوه تلخ
تلخ شاید مث عاشقی که هیچ وقت نرسید به معشوقش
تلخ شاید مث غروبی که هیچکس منتظر اومدنت نیست
تلخ شاید مث دست کارگری که پینه بسته نمیتونه بچه شو نوازش کنه
تلخ شاید مث کارگری که حقوقش کفاف خودشو نمیده چه برسه خانوادش
تلخ مثه معدنی که کارگرانشو دعوت کرد به آرامش ابدی
تلخ مث چشمایی که در حسرت موندن برای برگشت بابا
تلخ مث خوابی که سال ۹۶ برای کم نیاوردن بر سال ۹۵ برامون چید
تلخی قهوه در برابر تلخی های این روزا هیچه
درگذشت عده ای از کارگران معدن در شمال کشورو تسلیت میگم