اصن روایت داریم لباسی که تو صبح سرد زمستون از رو بخاری ور میداریم می پوشی�
از طلای 24عیاری که12000سال زیر خاک مونده
با ارزش تره
اصن روایت داریم لباسی که تو صبح سرد زمستون از رو بخاری ور میداریم می پوشی�
از طلای 24عیاری که12000سال زیر خاک مونده
با ارزش تره
تو اگر باز کنی پنجره ای سوی دلت
میتوان گفت که من چلچله باغ توا�
مثل یک پوپک سرمازده در بارش برف
سخت محتاج به گرمای توام
رفاقت مثل آدم برفی میمونه ، درست کردنش راحت اما نگه داشتنش سخت !
بیشتر از سنگهایت شیشه صد چندان شکست
در پی خواب زمستان باور گلدان شکست
رفتنت کابوس های باغ را تعبیر کرد
شاخه های سرو هم در عصر یخبندان شکست
فصل که رخت عوض می کند دوباره عاشقت می شوم …
گیرم زمستان باشد و من آهسته روی پیاده روی یخزده راه بروم !
عشق تو همین شال پشمی است که نفسم را گرم می کند !
تو اگر باز کنی پنجره ای سوی دلت
میتوان گفت که من چلچله باغ توا�
مثل یک پوپک سرمازده در بارش برف
سخت محتاج به گرمای توام
وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.