پدربزرگم بعده ۵۵ سال زندگی هنوزم میره صبحه زود نون سنگک میخره و صبحونه رو اماده میکنه تا مادربزرگم بیدار بشه؛ هنوزم وقتی مادربزرگم میخواد بره دکتر همراهش میره؛
و اسم اینارو میذارم عشق
و هیچکس به اندازه من نمیدونه که پدربزرگم عاشقتره... راستش سهم عشق مرد بیشتر که باشه خوشبحال خانومش...