هفته پیش شب ازخونه زدم بیرون وب پژمان(دوستم)ز زدموگفتم بیابریم کافی شاپ.اون گفت من نزدیکتم.بهت میرسم.برو میام.منم سرم پایین بودومشغول صحبت کردن بودم.از روبروم یه دختروپسرداشتن میومدن.من چون سرم پایین بودندیدمشون.عاقامحکم خوردم ب دختره ازشانس گندم.ازش کلی عذرخواهی کردموگفتم ندیدمتون.پسره هم واسه اینکه بخوادخودشوبه دختره نشون بده منو چسبوند به دیوارومحکم گلوموفشار داد.منم یه لگد زدم به شکمش.ولی لامصب انقد چاق بود هیچیش نشد....منم که زورم بهش نمیرسید،نتونستم کاری کنموتامیخوردم منوزد.چون داشتم قبلش باپژمان حرف میزدم گوشیم قطع نشده بود.بعداپژمان گفت از گوشی صدای جروبحث وبعدشم کتک کاریو شنیده.حالاشانس اوردم ک پژمان نزدیک بود.اومدو پسره رویه کتک مفصل زد.آخه هرکی باید باهم قد خودش دعواکنه بله.........خلاصه جای اینکه اون شب بریم کافی شاپ رفتیم بیمارستان.منم مجبور شدم ب مامانوبابامکه همه ی زندگیمن دروغ بگم بادوستام رفتیم مسافرتوتا یکی دوهفته نمیام.آخه اگه بفهمن چه بلایی سرم اومده خیلی ناراحت میشن.
میخوام بگم اگه میخواین جلوی دوس دخترتون کم نیارینوخودتونو بهش نشون بدید کلی راه های دیگم هس،نه اینکه بیاین بچه مردمو ناکار کنین کصافتا......الان یه هفته شده و کبودیام خوب نشدن ک هیچ بدترم شدن.فقط موندم چطور برم خونه.......الانم آواره ی کوچه و خیابونا شدم.فقط شباواسه خواب میرم خونه پژمان.
راستی پژمان بگوکدوم باشگاه میری منم بیام داش .کصافط دبیرستانم باشگاه میرفتیو منو میزدی؟ دستت خیلی سنگین بود:(((