S
Sare:Saba ۹ سال پیش
پیام

❤ـــــــ❤‌عـلـی اکـبـر لـطـیـفـیـان❤ـــــــ❤
(۴۰ روز تـا مـحـرم)!!!!
روزها را با توسل کردنم شب می‌کن�
دارم از این ناحیه خود را مقرب می‌کن�
خلق تحویلم نمی‌گیرند، تحویلم بگیر
تو که تحویلم نمی­گیری همه‌ش تب می‌کن�
عقل را از بارگاه عشق بیرون کرده‌اند
خویش را دارم به دیوانه ملقب می‌کن�
اختیار "عبد" یا "رب" را به دست من دهند
اختیارا خویش را عبد و تو را رب می‌کن�
من که عادت کرده‌ام شب‌ها به درس عاشقی
روزها فکر فرار از دست مکتب می‌کن�
دیشبم از دست رفت و حسرتش را می‌خور�
گرچه امشب آمدم گریه به دیشب می‌کن�
گفت کارت چیست گفتم چند سالی می‌شود
کفش‌های گریه کن‌ها را مرتب می‌کن�
من تمام خلق را یک روز عاشق می‌کن�
من تمام شهر را از تو لبالب می‌کن�
هر سحر از پنج‌تن، گریه تقاضا کرده‌ا�
هر چه را دادند یکجا خرج زینب می‌کن�

پ
پریا ۵ سال پیش
پیام

نام من سرباز کوي عترت است ، دوره آموزشي ام هيئت است . پــادگــانم چــادري شــد وصــله دار ، سر درش عکس علي با ذوالفقار . ارتش حيــدر محــل خدمتم ، بهر جانبازي پي هر فرصتم . نقش سردوشي من يا فاطمه است ، قمقمه ام پر ز آب علقمه است . رنــگ پيراهــن نه رنــگ خاکــي است ، زينب آن را دوخته پس مشکي است . اسـم رمز حمله ام ياس علــي ، افسر مافوقم عباس علي (ع)

ب
بچه کویر ۵ سال پیش
پیام

حسین بیشتر از آب، تشنه لبیک بود.
افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.
در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی میکنند
اما برای حسینی که آزاده زندگی کرده میگریند.
دکتر علی شریعتی

ف
فریبا**حافظ** ۵ سال پیش
پیام

⚫⚫⚫
#عباس را نه به دستانِ بُریده‌اش میشناسم،
نه به مهربانی‌هایش با سکینه،
و نه به حمایتش از علی اکبر...!
عباس #برادر بود!
برادری از جنس #سَرو !
با شاخه‌های #شجاعت،
و جوانه‌های #امید...
برادری که شاید پسر بود، برای #حسین!
#پدر بود، برای زینب!
هم‌بازی، برای رقیه!
#برادری که داغش می‌خُشکاند قلمِ عشق را...
#تاسوعای_حسینی_تسلیت_باد ⚫
.
99/6/8

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.