* خم ابروی تو سرمشق کدام استاد است
که خرابات دلم...
در پی او آباد است...
خم ابروی تو را دیدم و رفتم به سجود
صید را زنده گرفتن...
هنر صیاد است...
* دلبری با دلبری دل از کفم دزدید و رفت
هرچه کردم ناله از دل، سنگ دل نشنید و رفت
گفتمش ای دلربا دلبر ز دل بردن چه سود؟
از ته دل بر من دیوانه دل خندید و رفت