t
trojan ۱۰ سال پیش
پیام

کاش من نقاش بودم کربلا را میکشیدم/لاله های واژگون نینوا را میکشید�
میکشیدم ساقی لب تشنگان را بی دو تا دست/مشکهای پاره وعشق و وفا را میکشید�
میکشیدم زینب و یک کاروان را با اسیری/اشکهای زینب و آل عبا را میکشید�
میکشیدم لشکری از کوفیان بد سرانجام/بی کفن در قتل گه بس لاله ها را میکشید�
می کشیدم بر سر نی من یکی قرآن ناطق/پشت سر سینه زنان من انبیا را میکشید�
میکشیدم من حسین را بی سپاه و بی برادر/ اشکهای جبرئیل و مصطفی را میکشید�
کاش تنها یک شبی در خواب آیم کربلایت/کاش می شد از حرم تا قتلگه را میکشیدم

پ
پریا ۵ سال پیش
پیام

نام من سرباز کوي عترت است ، دوره آموزشي ام هيئت است . پــادگــانم چــادري شــد وصــله دار ، سر درش عکس علي با ذوالفقار . ارتش حيــدر محــل خدمتم ، بهر جانبازي پي هر فرصتم . نقش سردوشي من يا فاطمه است ، قمقمه ام پر ز آب علقمه است . رنــگ پيراهــن نه رنــگ خاکــي است ، زينب آن را دوخته پس مشکي است . اسـم رمز حمله ام ياس علــي ، افسر مافوقم عباس علي (ع)

ب
بچه کویر ۵ سال پیش
پیام

حسین بیشتر از آب، تشنه لبیک بود.
افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.
در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی میکنند
اما برای حسینی که آزاده زندگی کرده میگریند.
دکتر علی شریعتی

ف
فریبا**حافظ** ۵ سال پیش
پیام

⚫⚫⚫
#عباس را نه به دستانِ بُریده‌اش میشناسم،
نه به مهربانی‌هایش با سکینه،
و نه به حمایتش از علی اکبر...!
عباس #برادر بود!
برادری از جنس #سَرو !
با شاخه‌های #شجاعت،
و جوانه‌های #امید...
برادری که شاید پسر بود، برای #حسین!
#پدر بود، برای زینب!
هم‌بازی، برای رقیه!
#برادری که داغش می‌خُشکاند قلمِ عشق را...
#تاسوعای_حسینی_تسلیت_باد ⚫
.
99/6/8

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.