کاش من نقاش بودم کربلا را میکشیدم/لاله های واژگون نینوا را میکشید�
میکشیدم ساقی لب تشنگان را بی دو تا دست/مشکهای پاره وعشق و وفا را میکشید�
میکشیدم زینب و یک کاروان را با اسیری/اشکهای زینب و آل عبا را میکشید�
میکشیدم لشکری از کوفیان بد سرانجام/بی کفن در قتل گه بس لاله ها را میکشید�
می کشیدم بر سر نی من یکی قرآن ناطق/پشت سر سینه زنان من انبیا را میکشید�
میکشیدم من حسین را بی سپاه و بی برادر/ اشکهای جبرئیل و مصطفی را میکشید�
کاش تنها یک شبی در خواب آیم کربلایت/کاش می شد از حرم تا قتلگه را میکشیدم