یه گوشی نوکیا ..
یه پوشه شادمهر ..
یه پوشه پاشایی ..
یه چند تا هم اهنگ مختلف ..
یه هندزفری ..
یه من بی کس ..
یه جاده بی انتها ..
یه جفت کفش پاره ..
پیاده راه رفتنو گریه کردن به خاطر یه "عزیز" که به قول خودش حتی اسمم رو نمیدونه ..
نمیدونم ، شاید حتی این پستم نخونه ..
فقط میدونم موهام خیلی سفیدتر از قبل شده ..
راستی 60 ، 70 روز دیگه کنکور ارشدمه ، اما من ترجیح میدم بجای درس خوندن با همون کفشای پاره و همون پاهای خستم فقط قدم بزنمو به تو فکر کنم .. به زندگی با تو .. به خوشحالی تو ..
به شاد بودنت ای بانو ..
(صفحه داستان کوتاه)