*
*شادمهری ام‏*‏ ۱۰ سال پیش
پیام

‏"به نام چشماش‏"‏
وقتی جمله ی بالا فراموشت بشه ‏،‏ نسبت بهش بی تفاوت میشی ..
غرورتو زیرپا میزاری و با یکی دیگه صادقونه از احساساتت میگی ..
درسته اون یه نفر میگه نه و غرورتو میشکنه ‏،‏ اما تو هم بدون هیچ دلخوری از ته دل واسش آرزوی خوشبختی میکنی و به خدا میسپاریش ‏..
‏_‏‏_‏‏_‏‏_‏
چند روزه همش بغض ‏،‏ گریه ‏،‏ ناراحتی ‏،‏ سردرد ‏،‏ اعصاب خوردیو بداخلاقی ‏،گیر دادنای الکی به خونه ‏و پیاده تا ته شهر رفتن ‏..
دیگه بسه ‏..‏ دیگه طاقت دیدن اشک مادرمو ندارم..
بنظر باید برگشت دوباره شروع کرد و دور از همه ذره ذره غرور خورد شده رو جمع کرد ‏..
اما ‏،‏ اما و اما..
این دوباره شروع کردن باعث نمیشه خیلی حرفا و خیلی چیا رو یادت بره ‏،‏ بلکه تو ذهنت پر رنگ تر هم میشه کیا چیا که نگفتن ‏..
بازم یادت میفته که چند نفرو تا ابد نباید بخشید ‏،‏ آره تا ابد ‏..
‏"کسایی که خودشونو قاطی ماجرا کردن ‏،‏ بی دلیل بهت بی احترامی کردن و بهت تهمت زدنو دلیل اشکات شدن‏"‏
با شماهام !‏
یادتون باشه بغضو اشکو آه یتیم یعنی چه ..‏ یادتون باشه سنگ انداختن جلوی پای بقیه تاوان داره که همین الان چشمام خونه خون ‏..یادتون باشه چیا که نگفتید ‏..‏ به روح پدرم قسم نمی بخشمتون ‏.
‏>‏‏>منتظر پس دادن تاوانش باشید که آهم بدجور گریبان گیره ‏‏<‏‏<‏
من که محاله یادم بره ‏،‏ محااااااااااااال ‏..
پس شماها هم یادتون باشه..
ضمنا تویی که دهنتو باز کردیو گفتی نادرست ،‏ یادت باشه بخاطر این حرفت "بدجور آهم پشت سرته ‏‏..
حتی لیاقت ندارید اسمتونو بیارم لعنتیا ..
‏(صفحه به بعضیا باید گفت ‏،‏ دور از دلتنگی لعنتی‏) ‏..

آ
آنشرلی ۴ سال پیش
پیام

دل پیش کسی باشد، وصلش نتوانی
لعنت به من و زندگی و عشق و جوانی
در چشم همه روی لبم خنده نشاندم
درحال فرو خوردن بغضی سرطانی
آیا شده از شدت دلتنگی و غصه
هی بغض کنی ،گریه کنی،شعر بخوانی؟
دلتنگ توام ای که به وصلت نرسیدم
ای کاش خودت را سر قبرم برسانی

آ
آنشرلی ۴ سال پیش
پیام

عاقبت روزی مزار سرد من
معبد دنجی برایت می شود
عکس من با اخرین لبخند من
شاهد شب گریه هایت می شود
می گذاری سر به روی قبر من
سنگ قبرم می شود دنیای تو
از تمام انچه باهم داشتی�
یاد مـــــــــــــن می ماندو فردای تــــــو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ♡

F
Farshad ۴ سال پیش
پیام

بی طاقتی این روزها جایی دلت گیر است
بو برده ام از شهر من قصد سفر داری
بو برده ام از عطر مشکوک تنت شب ها
جایی دگر عشقی دگر یاری دگر داری
سردی زمستانی در این گرمای تابستان
لب های بی رنگ و نگاهی بی ثمر داری
آهسته گفتی: دوستت دارم و از لحنت
معلوم شد از من کسی را دوست تر داری

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.