امپراطوری دستور داد سر استین کت همه عاشقان دکمه های بیهوده بدوزند تا دیگر اشکهایشان را با د�
آستینهایشان پاک نکنند
کاش هر روز هزاران غروب داشت
تا عاشقان بتوانند چشم براه باشند همه اش را
آری محبوبم من همان نسیم هر غروبم که به صورت عاشقان میخورد و زیر پیچ و تاب موهای عاشقان
خسته...چون خودت محبوبم …
خر غروب به عشق دیدار تو میوزم
میخاهم هر روز هزاران غروب داشته باشد
هیچکی قدر گل یاسو ندونست
گل یاس میخاست بمونه نتونست