"به نام چشماش" 16دی
ویژه مهتا74 ، پرنده شکاری ، افسون ، پری ، پریسا و ...
___
پستای دوستاتو تو همین بخش دنبال کردم ،مطمئنم میدونی چرا.. توی پاتوق دوستات حرفی نزدم چون
محیطش مردونه نبود ،خصوصا پاتوق "اتاقی به اندازه یک تنهایی"..میدونی بغض گلومو گرفته ،الان اشکام وتعداد کاراکترا اجازه ادامه پستمو نمیدن..همه حرفاتو خوندم مهسا..همشونو... با دوستات هرچی دوس داشتی پشتم گفتی..
میدونی اشکام بخاطر چی میریزه؟بخاطر سادگیم. بعد اون دختر ، توی زندگی واقعیم باخیلیا میتونستم باشم اما نبودم..با همه احترامی که واسه جمله اول پستام قائلم باید اعتراف کنم
واسم باهمه 4جوکیا فرق داشتی..بی اراده مهرت به دلم افتاد..مجازی عاشقت شدم..مجبور بودم بهت بگم ابجی..به جون مهسای دنیای واقعیم این اولین اعتراف سنگین زندگیم بود..
چون این پست اخرمه میخوام هیچی بی جواب نمونه..
اگه جایی به قشنگی4جوک پیدا کردم، دیگه عضو نمیشم..
ساعت نزدیکای 5صبح ، درست مثل چند ماه پیش که نزدیکای 5صبح خط به خط پستاتو خوندم ...
راستی همیشه فکر نکن رفیقات بهترینا رو واست میخوان...امیدوارم 3رقمی شدن رتبه کنکورت اغاز خوشبختیات باشه..*خداحافظ*
دلم خیلی براتون تنگ میشه...خییییلی دوستون دارم.
پرنده شکاری ، این جمله اخرو دیگه نمیخواد تجزیه تحلیل کنی...خودش فهمیده.. ضمنا من به دلسوزی و ترحم کسی نیاز ندارم ، عقاید عشقولانه ت هم واسه خودت نگه دار.