*
*شادمهری ام‏*‏ ۱۰ سال پیش
پیام

‏"به نام چشماش‏" ‏16دی
ویژه مهتا74‏ ‏،‏ پرنده شکاری ‏،‏ افسون ‏،‏ پری ‏،‏ پریسا و ...
‏_‏‏_‏‏_‏
پستای دوستاتو تو همین بخش دنبال کردم ‏،مطمئنم میدونی چرا..‏ توی پاتوق دوستات حرفی نزدم چون
محیطش ‏مردونه نبود ،خصوصا پاتوق "اتاقی به اندازه یک تنهایی‏"‏..میدونی بغض گلومو گرفته ‏،‏الان اشکام وتعداد کاراکترا اجازه ادامه پستمو نمیدن..همه حرفاتو خوندم مهسا..همشونو...‏ با دوستات هرچی دوس داشتی پشتم گفتی..
میدونی اشکام بخاطر چی میریزه؟بخاطر سادگیم.‏ بعد اون دختر ،‏ توی زندگی واقعیم باخیلیا میتونستم باشم اما نبودم..با همه احترامی که واسه جمله اول پستام قائلم باید اعتراف کنم
واسم باهمه ‏4جوکیا فرق داشتی..بی اراده مهرت به دلم افتاد..مجازی عاشقت شدم..مجبور بودم بهت بگم ابجی..به جون مهسای دنیای واقعیم این اولین اعتراف سنگین زندگیم بود..
چون این پست اخرمه میخوام هیچی بی جواب نمونه..
اگه جایی به قشنگی4جوک پیدا کردم،‏ دیگه عضو نمیشم..
ساعت نزدیکای ‏5صبح ‏،‏ درست مثل چند ماه پیش که نزدیکای ‏5صبح خط به خط پستاتو خوندم ...‏
راستی همیشه فکر نکن رفیقات بهترینا رو واست میخوان...امیدوارم ‏3رقمی ‏شدن رتبه کنکورت اغاز خوشبختیات باشه..‏*خداحافظ‏*‏
دلم خیلی براتون تنگ میشه...خییییلی دوستون دارم.
پرنده شکاری ‏،‏ این جمله اخرو دیگه نمیخواد تجزیه تحلیل کنی...خودش فهمیده..‏ ضمنا من به دلسوزی و ترحم کسی نیاز ندارم ‏،‏ عقاید عشقولانه ت هم واسه خودت نگه دار.

آ
آنشرلی ۴ سال پیش
پیام

دل پیش کسی باشد، وصلش نتوانی
لعنت به من و زندگی و عشق و جوانی
در چشم همه روی لبم خنده نشاندم
درحال فرو خوردن بغضی سرطانی
آیا شده از شدت دلتنگی و غصه
هی بغض کنی ،گریه کنی،شعر بخوانی؟
دلتنگ توام ای که به وصلت نرسیدم
ای کاش خودت را سر قبرم برسانی

آ
آنشرلی ۴ سال پیش
پیام

عاقبت روزی مزار سرد من
معبد دنجی برایت می شود
عکس من با اخرین لبخند من
شاهد شب گریه هایت می شود
می گذاری سر به روی قبر من
سنگ قبرم می شود دنیای تو
از تمام انچه باهم داشتی�
یاد مـــــــــــــن می ماندو فردای تــــــو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ♡

F
Farshad ۴ سال پیش
پیام

بی طاقتی این روزها جایی دلت گیر است
بو برده ام از شهر من قصد سفر داری
بو برده ام از عطر مشکوک تنت شب ها
جایی دگر عشقی دگر یاری دگر داری
سردی زمستانی در این گرمای تابستان
لب های بی رنگ و نگاهی بی ثمر داری
آهسته گفتی: دوستت دارم و از لحنت
معلوم شد از من کسی را دوست تر داری

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.