عاشق که بشـــی..
صدمِ ثانیه ای که بودنش و روبروت مجسـم میکنی❤
دستت قلب میشه
پاهات قلب میشن
چشمات،گوشت،بینی ت،..
قلب میشن ونبض و ضربان پیدا میکنن،
و می کوبن،،
و دلت،❤..
دل دل میزنه برای خواستنــش... !
میدونی؟؟
مزه ی عسل داره روزای بودنش..
دیدنش مثه طعمِ نشستن روبرویِ شومینه با یه لیوان شیر کاکائوی داغ،
بعدِ یه برف بازیِ حسابیه..!!
..اما،،
اگه یه روزی
پــر جرأت ومغرور بشه،
دربرابر ولوله ی توی قلبت،،
بعدِ اون
طعم ِ هلاهل داره تمومِ هواهای دونفره ی بهار و پاییز،،
و تمومِ شبای بلند تابستون رو پشت بوم.
گوله برفی های دوستات،
دوسداری که بشن گلوله ی سربی و..
بخورن تو قلبت..
دیگه نمیخوای *دل* داشته باشی..
نمی خوای اعتماد کنی..!
ولی..
هیچوقت تو عاشقیت به احتمالای بد فکر نکن..
عاشـــــ❤قش باش،،
اما هیچوقت بهش اجازه نده پر جرأت شه..
«خواهرانه»میگم... :
**هیچوقت..** )-:
#فاطمه نوشت
سیصدوپنجاهمین روزِهفده سالگیم...