عبدالله بن زبیر : یا بن سهل ، یک راز وقتی بر زبان جاری شد راز نیست، غاز است ... چاک است شکاف است ...
... زین پس ، اگر حدسی زدی که بُــوَد راز ... بگیر زبان گاز ، تا نکنی سخن ساز ،... چون ... قفس عمرت میشود باز و مرغ ِ جانت ، کـُـنـَـد پرواز ....
بن سهل : اینی که قرائت فرمودید شعر بود ؟!
عبدالله بن زبیر : خیر ، مـِـعــر بود ! .... با قافیه هشدارت دادم تا فراموش نکنی ....
سریال مختارنامه
نویسنده و کارگردان : سید داوود میر باقری