رفتنت آغاز ویرانی ست،حرفش را نزن
ابتدای یک پریشانی ست،حرفش رانزن
گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو
چشمهایم بی تو بارانی ست،حرفش را نزن
آرزو دار ی که دیگربرنگردم پیش تو
راه من بااینکه طولانی ست،حرفش را نزن
دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا
دل شکستن کارِآسانی ست ،حرفش رانزن
خورده ای سوگند روزی عهدِخودرابشکنی
.این شکستن نامسلمانی ست،حرفش رانزن
خواستم دُنیابِفَهمَدعاشِقَم،گُفتی به من،
عشق ِ ما یک عشق پنهانی ست…حرفش رانزن
حرفِ رفتن میزنی وقت که محتاج توأ�
رفتنت آغازِویرانی ست…حرفش رانزن..