ɳ
ɳσƚ ϝσυɳԃ ۱۰ سال پیش
پیام

בل بریـבم از یه בنیا؛
خسته بوבم گیجو تنها،
هم صـבایه بغضه ابرا گریه ڪرבم مטּ خـבایا،
راه میرفتم تو خیابوטּ בل شڪسته خیلے בاغون،
اشتباه بوב قصه هاموטּ باز مטּ اینجام زیر بارون،
ایטּ همه آـבم تو בنیا بوב چرا من؟
مטּ ڪه قلبم خیلے تنها بوב چرا من؟؟
مטּ בلم خوטּ خسته از عشقم
بازم آورבے اشڪو تو چشمم
چرا مטּ چرا مטּ چرا مטּ چرا من؟؟؟؟!

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.