ɳ
ɳσƚ ϝσυɳԃ ۱۱ سال پیش
پیام

اصلا یه دفعه اے شد ڪه گفتم میخوامت
دست خودم نیست ڪه هر روز میپامت
خیلے دوس دارم دستاتو بگیرم
اگه اشاره ڪنے من برات میمیرم … میمیرم
اصلا یهویے شد چشمم تو چشمت افتاد
اصلا یهویے شد خدا تو رو به من داد
اصلا یهویے شد ڪه تو دلم نشستے
ممنونم ڪه چشاتو روے همه بستے
یهویے عزیزه دلم شدے … یهویے تو همه ڪسم شدے
یهویے مهرت به دلم نشست … یهویے خود نفسم شدے
یهویے عزیزه دلم شدے … یهویے تو همه ڪسم شدے
یهویے مهرت به دلم نشست … یهویے خود نفسم شدے

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.