ته ارامشه وقتی اون دستایه مردنت تو دستامه و توخیابونا باهم قدم میزنیم وسط قدم زدن یهو دستاتو فشار میدمو میگی:دختر کوچولو بازشیطون شدی؟
تو چشات زل میزنم و میگم:عععه منکه کاری نکردم فقط یه کوچولودستات و فشار دادم دردت گرفت آقایی؟با اونصدایه مردونت بهم میگی:آخه عشقم تو که زورت به من نمیرسه
یهوو بگم پس بشین همینجا تا مچ بندازیم، بگی چشم خانوم�
1دقه هم نشده ببازمو بهم بگی دیدی عسلم من زورم بیشتره چشام پر اشک بشه سکوت کنم
بهم بگی:ببینمت داری گریه میکنی؟
آروم بغلم کنی و بگی قربون.دستای کوچولوت بشم من