تا آخرش بخون لطفا
یه بار یه دختری اومده بود دانشکده فنی گفته بود من دبیرستانی هستم میخوام یکی بهم ریاضی درس بده(کلاس خصوصی )
هزینه اش هرچی بشه مهم نیست! دوستامم منو معرفی کردن که مثلا من ریاضیم خوبه!منم خوشحال که یکم پول گیرم میاد قبول کردم و با جدیت کارمو انجام دادم.
جلسه آخری گفت ببخشید پول همراهم نیست ميشه بعدا حساب کنم؟ منم یه تعارف زدم گفتم قابل نداره!
2 روز بعد دیدم تو دانشگاه همه یه جوری نگام میکنن میگن یه نفر دم در منتظرته! رفتم دیدم این دختر خوب با یه دسته گل اومده میگه شما گفتی قابل نداره منم گفتم لااقل یه دسته گل بگیرم تشکر کنم :-(
بماند که همه فکر کرده بودن امر خیره:-((( پسرای همکلاسیم یه جوری نیگام میکردن که یاد مستند حیات وحش افتادم وقتی یه شیر میخواد از قلمروش دفاع کنه !آبروم رفت!
منم گل رو گرفتم و تشکر کردم اما هی به خودم فوش میدادم که آخه تعارف بیجا چرا زدی
شب که رفتم خونه زنگ درو زدم مامانم از آيفون گل و دیده با استرس میگه بفرمایید؟
منم گفتم واسه امر خیر مزاحم شدم.طفلی هول کرد گفت دخترم خونه نیست!
گفتم عیبی نداره حالا یه چایی میخوریم تاخود شم بیاد!
هیچی دیگه یه کتکم از مامان خوردم و ...
اینطور آدم بدشانس هستم من! پول نداد... پول نداد...پول نداد