دست هایت را میگیرم با هم زیر باران میرویم من شیطنت میکنم و میدوم و تو...
تو از همانجایی که باهم ایستاده بودیم مرا تماشا میکنی و به من لبخند میزنی ....
مست میشوم از لبخند تو زیر باران میچرخم و از شادی جیغ میزنم باران تندتر میشود .....
با سرعت به سمت من میدوی و مرا به آغوشت میکشی گر میگرد تنم میگویی دیدی سرما خوردی نفسم ؟
میخندم و سرم را پایین می اندازم و تو نمیدانی این گر گرفتی برای آغوش گرمت بود نه سرماخوردگی ....
متن از خودم