d
daryaa ۱۱ سال پیش
پیام

.. ... ......
نمیدونم آیا کسی هست یا بوده ک ایطوری بوده:
بچه ک بودم وقتی مامانم میرفت خرید برا هممون ی چیز کوچولو میخرید وقتی میومد همیشه دوس داشتم اول مال منو بده ولی آخر همه میداد ،میدونید اونموقعها خیلی بغضم میشد منم ک اشکم لب مشکمه میرفتم ی دل سیر گریه میکردم،امروز تو خیابون ک بودم دونفر پشت سرم بودن داشتن میگفتن کادو برا روز مادر چی بخرن یاد گذشته ها افتادم
بغض داره خفه ام میکنه نمیدونم چجوری برم بگم مامانی روزت مبارک و مث هرسال بهش کادو بدم آخه همیشه آخرین نفر من بودم کادوشو میدادم آجیم اولی بود الان نیست ک بخواد آخری باشه ،مامانی ای کاش اون روزا برگردن کاری میکردم خرید منو اولی بدی ک الان با اولی بودنم اشکتو درنیارم

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.