.. ... ......
نمیدونم آیا کسی هست یا بوده ک ایطوری بوده:
بچه ک بودم وقتی مامانم میرفت خرید برا هممون ی چیز کوچولو میخرید وقتی میومد همیشه دوس داشتم اول مال منو بده ولی آخر همه میداد ،میدونید اونموقعها خیلی بغضم میشد منم ک اشکم لب مشکمه میرفتم ی دل سیر گریه میکردم،امروز تو خیابون ک بودم دونفر پشت سرم بودن داشتن میگفتن کادو برا روز مادر چی بخرن یاد گذشته ها افتادم
بغض داره خفه ام میکنه نمیدونم چجوری برم بگم مامانی روزت مبارک و مث هرسال بهش کادو بدم آخه همیشه آخرین نفر من بودم کادوشو میدادم آجیم اولی بود الان نیست ک بخواد آخری باشه ،مامانی ای کاش اون روزا برگردن کاری میکردم خرید منو اولی بدی ک الان با اولی بودنم اشکتو درنیارم