431از ااولین روز باهم بودنمون گذشت من فهمیدم یه عشقی دارم که واقعا مثل اون تو دنیا وجود نداره هیچوقت باورم نمیشد کسی بخاطر عشقش ازجونش ب بگذره اما حسینم تو بخاطر من خیلی راهیی بیمارستان شدی خیلی اشکای پاک از چشای سبز خوشگلت ریخت اما امروز واقعا بهت باورپیداکردم شاید دیره اما خب خیلی باورم قویه خیلی الانم نزدیک عیده توام کنارم نیستی تو پادگانی اما بازم بخاطر اشتباهای من توبیمارستانی هیچ خبری ازحالت ندارم اماازخدامیخوام زودترخوب بشی دوست ندارم توسال جدید این دعواهایادت بمونه پس اینجابرات مینویسم که شاید بعد5ماه اومدی خوندی بفهمی هردم بیادتم اما خب عصبیم^_^ پس ﺳﻼﻣﺘﻲ عشقم ﮐﻪ ﺩﻭﺭﺵ ﭘﺮ ﺩﺧﺘﺮِ ﺧﻮﺷﮕﻠﻪ ﻭﻟﻲ ﺩﻟﺶ
ﮔﻴﺮ ﻳﻪ ﻧﻔﺮﻩ
خیلیا ﻣﻴﺨﻮﺍﻥ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺑﺎﺷﻦ ﺍﻣّﺎ ﺍﻭﻥ
ﻓﻘﻂ ﻳﻪ ﻧﻔﺮ ﺭﻭ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﺩ ...
ﻓﻘﻂ ﻭﺍﺳﻪ ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺩﻳﺪنم 3
ﺳﺎﻋﺖ ﺗﻮﻱ ﺭﺍﻫﻪ ﻭﻟﻲ ﻫﻴﭻ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﻱ ﺍﺯم ﻧﺪﺍﺭﻩ ...
ﺳﻼﻣﺘﯽ خودت ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻝ بستی ﺗﺎ ﺁﺧﺮﺵ ﺑﺴﺘﻪ ..