من و اون ۱۱ سال پیش
پیام

** سعید تنها **
نمیدونی چه حسی داره...
وقتی میشی تکیه گاه یه دختر..
وقتی با اون جُثه کوچیکش سرشو میذاره رو سینه های عضله ایت.. حس میکنی قویترین موجود دنیایی..
قشنگتر از اون اینه ک اون میدونه جز تو ب هیچکس نمیتونه تکیه کنه..
و توهم وقتی اینو میفهمی...
سعی میکنی بهترین تکیه گاه براش باشی..
______________________
ابجی مائده : زن میخوام چیکار؟؟ خواب دختر ببین خخخخ
میخوای منو ببینی بیا وب ابجول ماهی..البته چن بار اومدی من اونجا نبودم..شب بیا هستم.
_______________________
عاغا جمع کنین این بساطو..ب منو شما چ ربطی داره کی راس میگه کی دروغ؟؟؟ تو داستانتو بخون خوشت اومد لایک کن نیومد نکن.
اینجاهم میگم.. سحر خانوم خودشم بگه حرفام دروغ بوده من باور نمیکنم.
_______________________
الهام خانوم : شرمنده با تاخیر زیاد تولدت مبارک..راستش من ب کامران تبریک گفته بودم.نیازی نمیدیدم دوباره اینجا تبریک بگم ولی حالا ک دارم میبینم همه اینجا تبریک گفتن جز من...گفتم منم دوباره بگم..بازم شرمنده ک دیر شد..ایشالا تو تموم لحظه های عمرت با کامران خوشبخت بشی.

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.