ص
پیام

سلا�
این چیزا خیلی داشت رو دلم سنگینی میکرد
دلم نیومد نگ�
جواب لطف بعضی دوستان هستش،خیلی ناراحت شدم از برخوردتون
خاستم بدونم حرفای من چ ربطی ب فیلم پلیسی داشت؟؟؟؟ شمایی ک میای این حرفو میزنی، ب حرفت فک کردی؟؟؟؟واقعا کاره شما گیر دادن نبود؟؟؟؟ اگه کار من گیر دادن بود ک بد هم بود،شما چرا اینکارو کردی؟؟؟؟؟؟؟
یا این ک من تو کدوم پستم گفتم :عروسی تو ماه محرم حرامه؟؟؟؟؟
یا اون دوستی ک(daryaa ) گفتن" هستن چادریایی ک حتی نمیدونن نماز صبح چند رکعته!!!"
آیا این کاره شما نوعی از قضاوت نیس؟؟؟؟ شمایی ک گفتی قضاوت نکنید!!!!! آیا این حرف شما انگ دروغ و فریب ب مردم(ب چادریا) زدن نیست؟؟؟؟ شمایی ک میگی چادری و ساپورت پوش هستی و موهاتم بیرونه و نمازتم میخونی.....میدونستی اون نمازی قبول میشه ک صاحبشُ از گناه بازداره؟؟؟؟ میدونستی؟؟؟؟(البته من در مورد نماز شما قضاوت نکردم.فقط دیدم خیلی ب پوششت افتخار میکنی اینو گفتم). اینم میدونستی ک با این دوسه تا جمله درمورد اعمال خودت قضاوت کردی؟؟؟؟!!!!! آیا شما تو جایگاهی هستی ک بخای دیگرانو قضاوت کنی؟؟؟؟
آیا پرسش من "قــــــضــــاوتــــ" بود؟؟؟؟؟ شماها فرق تهمت و قضاوت و....میدونید؟؟؟؟؟؟؟
واااااااقعــــــا که.....
یا شما کاربری(!!Mss Mah!!) ک میگی:
" بچه ها یکم شعورمونو درکمونو بیشتر کنیم!!!!" شما خودت با همین میزان شعورتون، مستقیم و غیر مستقیم ب شعور دیگران توهین میکنی؟؟؟؟
یا شما "شیشه سنگی" ....کاش هیش وخ دخالت نمیکردی.....شماها چ میدونید ....من همون لحظه ای ک اولین پستمُ فرستادم(همون دو تا سوالی ک ب شماها ربط نداشت) از خودم بدم اومد.گفتم:کاش نمیفرستادم.....خودم همون موقه پشیمون شدم.حرفای شماها بود ک بوی قضاوت بیجا میداد.....
******
آآآره ه ه ....شماها خوبید....شماها راس میگید....!!!!!!
******
برای بار آخر میگم:
خــــانوم سحر و مــائده خانوم.....خدا خودش ب همه چیز آگاهه ک من قصد انگ زدن،تهمت زدن،قضاوت کردن و هیش قصد شوم دیگه ای رو نداشتم. و از هر دوی شما معذرت میخوام.....امیدوارم حلالم کنید با قلب پاکتون....ممنون....
*****
این پست آخر تو بخش تنهایی بود....شایدم تو فور جوک.....
خدانگهدار همتون.
یا علی؟ 18 اســــفـند 93 ساعت 9 شب...
(خدایا؟؟؟؟؟ دل من نشکست؟؟؟؟؟؟)

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.