S
S.M.D ۱۱ سال پیش
پیام

تا علی ماهش به سوی قبر برد
ماه،رخ از شرم پشت ابر برد
آرزوها را علی در خاک کرد
خاک هم گویی گریبان چاک کرد
زد صدا:ای خاک،جانانم بگیر
تن نمانده هیچ از او،جانم بگیر
ناگهان بر یاری دست خدا
دستی آمد همچو دست مصطفی
گوهرش را از صدف،دریا گرفت
احمد از داماد خود،زهرا گرفت

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.