س

سیده فاطمه عربی

@seyedefatemearabi · ۸۹ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۱۱۲ رأی)

ی
جوک

امروز توی پارک در حالی که من و دوستم داشتیم خندان و شادان به سمت تاب و سرسره ها میرفتیم که تو خلوتی پارک سوار شیم و لذت ببری�
همسنای خودمونو دیدیم ک کنار هم دست تو دست هم دارن لاو میترکونن
اونجا بود که فهمیدم من چرا انقد سینگلم :((
من مطمئنم هربار نیمه گمشده ام من و پیدا کرده دیده روی تابای کوچیک پارک بزور خودمو جا کردم و دارم با ذوق تاب میخورم...
بعد خودشو زده به اون راه که منو نمیشناسه و سریع محل رو ترک کرده...
والا، بنظر شما این حجم از سینگلی من دلیل دیگع ای میتونه داشته باشه؟؟؟

ی
جوک

انقدی فورجوک دیر ب دیر آپدیت میشه که من تا مطلبی که فرستادم تایید بشه
نظرم 175 درجه تغییر کرده...
مدیرجان داداچ اگه کمک میخوای
من یک عدد بیکار هستم که از صب تا شب میتونم مطلبای بچه هارو بخونم تایید کنم...
خخخ
کنکور دارم جمه دعا کنید برام...
البته امروز چارشمه اس و این پیام بهتون نمیرسه ولی حتما تا اومدن نتیجه پیاممو میبینید و اون موقع براااام دعااااا کنید
عرررررر

ی
جوک

معلم زیستمون همیشه بعد از امتحان سوالارو میداد بهم ک براش تایپ کن�
(یکی نیست بگه خو قبل امتحان بده تایپ کنم دیگ خخخ)
یبار اشتباهی برگه سوالی رو که خودش برای امتحان طرح کرده بود و جواب های صحیح رو هم جلوی سوال نوشته بود داد که تایپ کنم...
رفتم خونه دیدم عه اینک برگه خودشه پس چرا تصحیح کرده برگه خودشو خخخخ
تازه از 10 شده بود 9
معلم بود ما داشتیم:-))
انقد تو دلم مونده بود بهش بگم شما دست به دست کنید برسه بهش خخخ
*خانوم رامتین جان خیلی دوست دارم*

ی
جوک

این خواب ما هم شده مثل خواستگار ..
میاد
ولی نمیبره:(
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌