f
fatemeh ۱۱ سال پیش
پیام

پای نرفتنم درد می کند. زیر سنگینی این همه نگاه پرسشگر که سراغ چشم هایت را از نگاه منتظر من می گیرد، دل بند زده ام ترک خورده. از سنگینی این همه دلتنگی که تمام حجم نبودنت را روی قلب من آوار می کند. سرم به هوای تو گیج می رود. به سنگینی این همه خاطره که در من می نشیند و زمین گیرم می کند. نمی دانستم نداشتن ها و نبودن ها این همه وزن دارد. که سنگ می شوند و به گوشه ای از زندگی بند می شوند و سایه ام را به دیوار خواب های بی تعبیر زنجیر می کنند. ..و من بدهکار تمام خنده هایی می شوم که از لحظه هایم دریغ کرده ام… و اسیر تلخی شاد ترین روز هایی که تو در آنها شریک نیستی.؛تویی که شیرین ترین رویای همیشگی من بوده ای و خوش فال ترین در طالع بیمارم. اتفاق سالیان دور، دست تردید را رها کن و بیا. معجزه همیشه یک جا خودنمایی می کند ؛ آنجا که اتفاق وقتی بیفتد که قرار نیست... کسی چه می داند شاید فردای ما هم بوی معجزه بدهد...اگر انتظار معجزه نبود خواب دم صبح خالی از دغدغه می شد. و من دلم نمی تپید برای فردایی که نمی دانم کی از راه می رسد...

آ
آنشرلی ۴ سال پیش
پیام

دل پیش کسی باشد، وصلش نتوانی
لعنت به من و زندگی و عشق و جوانی
در چشم همه روی لبم خنده نشاندم
درحال فرو خوردن بغضی سرطانی
آیا شده از شدت دلتنگی و غصه
هی بغض کنی ،گریه کنی،شعر بخوانی؟
دلتنگ توام ای که به وصلت نرسیدم
ای کاش خودت را سر قبرم برسانی

آ
آنشرلی ۴ سال پیش
پیام

عاقبت روزی مزار سرد من
معبد دنجی برایت می شود
عکس من با اخرین لبخند من
شاهد شب گریه هایت می شود
می گذاری سر به روی قبر من
سنگ قبرم می شود دنیای تو
از تمام انچه باهم داشتی�
یاد مـــــــــــــن می ماندو فردای تــــــو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ♡

F
Farshad ۴ سال پیش
پیام

بی طاقتی این روزها جایی دلت گیر است
بو برده ام از شهر من قصد سفر داری
بو برده ام از عطر مشکوک تنت شب ها
جایی دگر عشقی دگر یاری دگر داری
سردی زمستانی در این گرمای تابستان
لب های بی رنگ و نگاهی بی ثمر داری
آهسته گفتی: دوستت دارم و از لحنت
معلوم شد از من کسی را دوست تر داری

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.