د
پیام

باز من ماندم و خلوتی سرد
خاطراتی ز گذشته ای دور
یاد عشقی که با حسرتو درد
رفت و گم شد در دل گور
روی ویرانه های امید�
دست افسونگری شمعی افروخت
مرده ای چشم پر آتشش را
از دل گور بر چشم من دوخت
--------------------------------
سلام به همه ی بچه های گل پاتوق...
ایشالا حال همتون خوب باشه.میبینم که همه ی قدیمی های پاتوق دارن میرن...تورو خدا نرین من به امید شماها اومدم.
دلم نمیخواد کسی با ناراحتی بره
شایدم صلاح میدونید که برید..ولی واسه تک تکتون دعا میکنم که همه ی مشکلاتتون حل بشه..
شما هم واسم دعا کنید...
دوستتون دارم خیییلی زیاد
---------------------------------
93/12/7
13:36
*ویدا*

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.