ه
هلن1992 ۱۱ سال پیش
پیام

‏‏
حکمت
وَ رُوِيَ اءَنَّهُ ع قَلَّمَا اعْتَدَلَ بِهِ الْمِنْبَرُ إِلا قَالَ اءَمَامَ الْخُطْبَةِ:
اءَيُّهَا النَّاسُ، اتَّقُوا اللَّهَ فَمَا خُلِقَ امْرُؤٌ عَبَثا فَيَلْهُوَ، وَ لاَ تُرِكَ سُدًى فَيَلْغُوَ، وَ مَا دُنْيَاهُ الَّتِي تَحَسَّنَتْ لَهُ بِخَلَفٍ مِنَ الْآخِرَةِ الَّتِي قَبَّحَهَا سُوءُ النَّظَرِ عِنْدَهُ، وَ مَا الْمَغْرُورُ الَّذِي ظَفِرَ مِنَ الدُّنْيَا بِاءَعْلَى هِمَّتِهِ كَالْآخَرِ الَّذِي ظَفِرَ مِنَ الْآخِرَةِ بِاءَدْنَى سُهْمَتِهِ.
ترجمه حكمت
گويند كمتر اتفاق مى افتاد كه امام بر منبر نشيند و پيش از اداى سخن ، مردم را چنين اندرزبدهند:
اى مردم ، از خداى بترسيد. هيچكس به عبث آفريده نشده تا سرگرم لهو و بازيچه گردد و او را به خود وانگذاشته اند تا به كارهاى لغو و بيهوده پردازد. مباد كه دنيا در نظرش به گونه اى آراسته آيد كه آن را جانشين آخرت ، كه زشتش انگاشته ، قرار دهد. آن فريب خورده اى كه در دنيا به بالاترين پيروزى رسيده ، هرگز به پايه كسى كه از آخرت اندك سهمى يافته ، نرسد.
نهج البلاغه

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.