s
saraf ۱۱ سال پیش
پیام

‌دیدمــــــــــش بعد از ســـــه سال...
عسل نگاهش قهوه ی نگاهم رو شیرین کرد بعد از ســـــه سال...
تن صداش خنده هاش عسل چشماش دستاش عجیب حیا داشتند
و من تجربه کردم حس نزدیک عشق را
گام برداشتن شانه به شانه
خندیدن
ارامش حضورش
اعتماد
استرس قبل از دیدار
وسارایی که همه چیز جزمحمد را فراموش کرده بود
و من اورا میخواهم باتمام بدی هاش
من اورا عاشق�
۴ اسفند۹۳ ساعت ۲و۳۸ دقیقه بعد ازظهر
اولین نگاه
تا ابد

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.