يادمه يروز رو پاي بابام نشسته بودم بابام فيلم ميديد تو فيلمه گفتش دلم شكست ،از بابام پرسيدم:بابا دلم شكست يعني چي مگه دلم ميشكنه؟ گفت: نه يكي يدونم يه دل شكمته كه هيچي يه دلم قلبه آدماس كه هرچي الان بگم متوجه نميشي ولي بهت بگم كه مثلا من يه كاري ميكنم تو خيلي خيلي ناراحت شي خيلي زياد كه ديگه نتوني ببخشيم هرچي بگم ببخشيد ولي باز تو از دسته من ناراحتي يا مثلا يه عروسكتو كه خيلي دوس داريو من ازت بگيرم ديگه بهت ندم يا خرابش كنم اون وقت ناراحت شي نتوني ببخشيم دلت ميشكنه يا همون عروسكتو گم كني و هميشه دنبالش باشيو هيچوقت پيداش نكني هميشه واسش ناراحتي دلت ميشكنه يا يه عروسكي كه دوس داريو واست نخريم هميشه آرزوت بشه كه با اون عروسك بازي كني بخاطره همين ناراحت شي دلت ميشكنه من الان هرچي بگم متوجه نميشي چون تو كوچولويي بزرگ كه شدي ميفهمي ايشاالله كه هيچوقت دلت نشكنه اينو بدون دل شكستن گناه بزرگيه هيچوقت دل كسيو نشكون اونوقت ديگه هيچ موقع تورو نميبخشه و خدا هم نميبخشتت خدا آدماي دلشكسترو دوست داره چون خيلي سخته چون ،چون نميدونم بزرگ كه شدي ميفهمي... ازون روز هرچي كه از بابام ميخاستم ميگفتم دلم ميشكنهاااا يا قهر ميكردم ميگفتم دلم شكست خدا تورو نميبخشهاااا چقدم عشق ميكردم هرچي ميخاستم بابام ميداد چقد نازمو ميكشيد كه دلم نشكنه...
حالا بابايي بزرگ شدم كاشك دل شكستن همون مثال عروسكي بود كه دوست داشتم...بابايي اون خيلي خيلي ناراحتي كه اونموقع گفتي خيلي بيشترررررر از خيلي هست...راست ميگفتي بزرگ ميشم خودم بهتر ميفهمم و تو هرچي بگي متوجه نميشم...بابايي كاشك بازم ميگفتم دلم شكست مثه اونموقعها كه تو هركاري ميكردي كه احساس نكنن دل شكستنو ميشد كاري كرد...بابايي يكي يدونت دلش خيلي شكسته...دل كسيو نشكسته...بابايي گفتي خدا نميبخشه كاشك همه تو بودن ميفهميدن وقتي ميگي خدا نميبخشه يعني چي...