M
Mobina___75 ۱۱ سال پیش
پیام

* دلنوشته حصار تنهایی من *
میدونی الآن دلم چی میخواد؟؟؟
هوای پاییزی...
یه جاده خلوت و بی انتها...
چپ و راستش دیوارای کاهگلی و قدیمی
کناره جاده درختای بلندو تنومند
برگای زرد و پاییزی که ریخته وسط جاده...
هوای پاییز... نم نم بارون...
بوی نم و کاهگل
روی برگای خشک قدم بزن�
صدای خش خشه برگا زیره پام...
بخار نفسای گرمم تو هوا
دستامو از سرما میذارم تو جیبم (¡_¡)
« بازم باروووون زده نم نم...»
صورتمو میگیرم بالا
آسمون خاکستری شده
چشمامو میبندم...
قطره های بارون میاد رو صورت�
حس خوبیه ... میخوام تا آخره جاده بر�
لایک = صفر

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.