* دلنوشته حصار تنهایی من *
میدونی الآن دلم چی میخواد؟؟؟
هوای پاییزی...
یه جاده خلوت و بی انتها...
چپ و راستش دیوارای کاهگلی و قدیمی
کناره جاده درختای بلندو تنومند
برگای زرد و پاییزی که ریخته وسط جاده...
هوای پاییز... نم نم بارون...
بوی نم و کاهگل
روی برگای خشک قدم بزن�
صدای خش خشه برگا زیره پام...
بخار نفسای گرمم تو هوا
دستامو از سرما میذارم تو جیبم (¡_¡)
« بازم باروووون زده نم نم...»
صورتمو میگیرم بالا
آسمون خاکستری شده
چشمامو میبندم...
قطره های بارون میاد رو صورت�
حس خوبیه ... میخوام تا آخره جاده بر�
لایک = صفر