عاشق و مجنونت شد�
نخونده مهمونت شد�
کلي پريشونت شد�
اما بازم نيومدي
خادم و دربونت شد�
اسير زندونت شد�
گلاب کاشونت شد�
اما بازم نيومدي
يه جوري مديونت شد�
سنگ خيابونت شد�
راهي ميدونت شد�
اما بازم نيومدي
تو سختي آسونت شد�
تو دردا درمونت شد�
ناجي پنهونت شد�
اما بازم نيومدي
کشته ي مژگونت شد�
هلاک چشمونت شد�
رفتم و قربونت شد�
اما بازم نيومدي